X
تبلیغات
دوران سربازی - پادگان 02(مرکز آموزش شهید انشایی نزاجا)
بعد از مدتها دوباره به وبلاگ سر زدم تا داخلش مطلب بذارم اما پاک نا امیدم کردید(خیلی نظر گذاشته

بودید...).

هفته پیش بهمون 4 روز مرخصی دادن که مثل برق و باد گذشت.دوباره روز از نو ,روزی از نو.

خیلی دلم براتون تنگ شده,برای بچه ها,پادگان 01,جناب سروان مرادیان,سرهنگ سجادی و...راستش

با 02هیچ جوره نمیتونم کنار بیام.

شما هم اگر قابل دونستید در مورد پادگانتون برای ما بنویسید.همه چیز که نباید یک طرفه باشه.

اما میخوام از دوره کد خودم براتون بنویسم:

کدی که من خوردم رسته ی پیاده,کد 118 یا به اصطلاح دیگه کمک مربی(افسر آموزش) هست.همونی

که ازش میترسیدم سرم اومد اما زیاد مهم نیست چون اگر خدا بخواد کسریم داره جور میشه(10 ماه و

24 روز).

هر روز ساعت 5 صبح از خواب بیدار میشیم ونظافت,نماز,صبحانه و همون کارهایی که تو01 انجام

میدادیم.بعد میریم سر کلاس اینجا 90% کلاسها تئوری هستن,طوری که از قبل طرح درس رو مشخص

میکنن و هر ساعت یکی از بچه ها باید درس بده(به قول خودشون ما قراره افسر آموزش بشیم و باید

یاد بگیریم که چطوری به سربازا آموزش بدیم).

تا ساعت 11:30 کلاس داریم و از 11:30 تا 14:30 استراحت میکنیم دوباره از 14:30 تا16:10 کلاس

داریم.اینجا مثل اصفهان و شیراز نیست که کلاسها تا ظهر باشه بلکه تا بعد از ظهر کلاس داریم چون

02 مرکز آموزشه.

پاسداری هم داریم من تا حالا دو بار پاسدار شدم.همون 2 بار برای من که خیلی سخت گذشت.

اینجا هم بهمون میگن که درس بخونید وگرنه نا کجا آباد میفتید و از این جور حرفا.ولی ما که گرگ بارون

دیده هستیم و دیدیم این حرفا همش کشکه.خلاصه روزگارما هم تو 02 اینجوری میگذره.

حتما نظر بذارید یا خاطرات پادگانتونو برای من ایمیل کنید تا تو وبلاگ بذارم.

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 16:21 توسط محمد دهقانی |

سیستم افزایش آمار هوشمند مجیک